تبلیغات
ناظم سرا - آرزوی پرنده
 
ناظم سرا
پروین می گوید:دل بی دوست دلی غمگین است.
پرنده فکر نمی کرد بی ثمر بشود
 شبیه کاسه و بشقاب و میز و در بشود
 که رفته رفته اسیر شکستگی باشد
دچار منطق پوچ قضا قدر بشود
پرنده می اندیشید:شب چه طولانی است
 و او چه کار کند زودتر سحر بشود؟
و او چه کار کند این خطوط صاف و دقیق
 به هم بریزد و دنیا وسیعتر بشود؟
نمی شود که قفس ارزو کند یکبار
 پرنده باشد و با باد همسفر بشود؟
 پرنده خنده ی تلخی به لب نشانده و گفت:
 چه سود عمر کسی در قفس هدر بشود؟
 پرندگی که نباشد چه فرق خواهد کرد
 بهار سر برسد یا بهار سر بشود؟
پرنده می خواهد ارزو کند:"ای کاش
 فقط پرنده بماند"ولی اگر بشود
صدای همهمه ی خانه باز اجازه نداد
کسی از این همه اندوه باخبر بشود.
 شاعر:خدیجه رحیمی          




نوع مطلب : پرسه در اشعار ناب، 
برچسب ها : شعر،


درباره وبلاگ

عاشق ایرانم وخانواده و ادبیات و اینترنت.گاهگاهی هم مرتکب شعر می شوم.وبلاگ ناظم سرا جایی است که از دلنوشته هایم شما را خبردار می سازم.8سال است وبلاگ نویسی می کنم.
یاد گرفته ام که تعصب نداشته باشم و به دنیایی بهتر بیندیشم.دوست دارم که انتقادهایتان را بشنوم.ببینم و بخوانم.وبلاگ ناظم سرا جایی است که در ان از غفلتها نیز می نویسم.غفلتهایی که دوره مان کرده اند و پیرامون ما چنبره زده اند.
غفلت از اخلاق جانمان را پر شرنگ کرده و امید واری به فردای بهتر از فرهنگ لغات ذهنمان تبعید شده است.هر دوکیمیاهای گمشده روزگار ماهستند.من نیز چون شما خیلی وقتها دلم برای راستی و درستی تنگ می شود.اگر حس کردید انچه در این وبلاگ امده است با اندیشه و احساس تان نزدیک است در نقل مطالب این وبلاگ بکوشید که باعث خوشحالی من خواهد شد.
بر این باورم که امروزه ادبیات درمانی بیشتر از اب درمانی مفید است.شما نیز آن راامتحان کنید.بی گمان سودی از ان به دست خواهد آمد.
مدیر وبلاگ : مسعود ناظم رعایا
پیوندها
%