تبلیغات
ناظم سرا - سیمین بهبهانی: گوش شاملو به انتقادها بدهکار نبود
 
ناظم سرا
پروین می گوید:دل بی دوست دلی غمگین است.
آنچه در پی می آید حاصل گفت و شنودی است که با سیمین بهبهانی، یکی از مهم ترین شعرای زن تاریخ ادبیات معاصر درباره شاملو داشته اند:

"نگاهش به زنان بسیار مهربان است. خودش هم نسبت به زنان خیلی مهربان بود." خانم بهبهانی اضافه می کند: "آقای شاملو وقتی با آیدا آشنا شد به او بسیار وفادار بود و وفادار ماند." با گفتن این جملات، خنده شیرینی می کند و ادامه می دهد:"... اما این مانع از آن نبود که از زنان خوشش نیاید."

او بلافاصله می گوید که تمام انسان های بزرگ همین طورند و تاکید می کند که شوخی کرده:

"ویژگی مهم شاملو، ادب او، احترامی که قایل بود، حق شناسی اش، جا و سخن شناسی اش بود. او به خوبی می دانست که با هر کس چه طور صحبت کند و چطور رفتار کند. در طول مدتی که شاملو و آیدا را کنار هم می دیدم هیچ نوع لغزشی از او ندیدم و دلیل آنکه زن ها را بسیار محترم می داشت این بود که بخشی از زندگی وجود خودش را به آیدا بخشید."

سیمین بهبهانی می گوید پیش از هوای تازه با شعر شاملو آشنا بوده اما بعد از انتشار این مجموعه با آن انس گرفته است:

" به عنوان یک شاعر هم‌دوره، اشعار او را می خواندم اما بعد از انتشار هوای تازه شعرهایش را بسیار پسندیدم. با اینکه تنها قسمتی از این کتاب، روش آینده شاملو را مشخص می کند و هنوز سرگردانی دارد در این کتاب، پس از آن شاملو سبک خاص خودش را اتخاذ کرده که سبکی درخشان بوده، هست و خواهد ماند."

در بیان نقاط قوت اشعار احمد شاملو، خانم بهبهانی می گوید:" سبک ویژه شاملو مرهون اطلاعاتش از متون قدیم و به ویژه تاریخ بیهقی است."

خانم بهبهانی هم مانند بسیار دیگر از صاحبنظران در عرصه شعر معتقد است اشعار شاملو " بی وزن " و" بدون موسیقی" نیستند.

او می گوید:" شاملو بعد از اینکه در هوای تازه خودش را نشان داد، وزن های قدیم شعر را به کلی کنار گذاشت و شروع کرد به پرداختن به آهنگ طبیعی کلمات که از روی متون قدیم در گوشش نشسته بود."

سیمین بهبهانی تاکید می کند که احمد شاملو علاقه ویژه ای به گوش دادن به سمفونی ها داشته و همین سمفونی ها هم او را در آفرینش یک موسیقی نرم و ملایم در اشعارش راهنمایی کرده اند.

او می افزاید که حتی یک کلمه از شعر شاملو را نمی توان جابه جا کرد و در صورت تعویض، کمبودی مشاهده می شود که ریشه در همین هارمونی موسیقایی دارد.

به نظریه برخی کارشناسان ادبی اشاره می کنم که معتقدند زبان فاخر شاملو طیف مخاطبانش را محدود می کند و از خانم بهبهانی سوال می کنم که آیا با این نظریه موافق است.

او کماکان با تاکید بر ارزش موسیقی اشعار شاملو و اینکه مردم نباید همواره از شعر انتظار وزن عروضی داشته باشند، می گوید: "ممکن است بردی که به عنوان مثال شعر فریدون مشیری در بین مردم دارد، شعر شاملو نداشته باشد اما در عوض خوانندگان شاملو و مخاطبانش آدم های "نوع دیگری" هستند که کلام فاخر را دوست دارند."

از خانم بهبهانی درباره روحیه انتقاد پذیری در احمد شاملو با اشاره ای به نظریات جنجال برانگیزی که در دانشگاه برکلی ارایه داده بود، می پرسم. او می گوید: شعر احمد شاملو در مجموعه هوای تازه و بعد از آن "جای انتقاد نداشت ولی اگر کسی هم از او انتقاد می کرد او گوشش بدهکار نبود چون نظر خودش را درست می دانسته و به آن اعتقاد داشته است."

او نظریاتی را که احمد شاملو در دانشگاه برکلی علیه فردوسی ارایه کرده بود یکی از اشتباهات زندگی شاملو می خواند و می گوید:"نمی دانم او تحت تاثیر چه واقعه ای این نظرات را ابراز کرد." خانم بهبهانی معتقد است که شاملو حتما خودش هم بعدا از گفته هایش پشیمان شده چون بارها گفته که به فردوسی احترام می گذارد.

خانم بهبهانی می گوید در بیان تاثیر فردوسی بر مردم ایران همین بس که در ایلات و عشایر این سرزمین ممکن است برخی مردم سواد نداشته باشند اما حتما یا خواننده شاهنامه هستند یا شنونده آن.

سیمین بهبهانی می گوید "فردوسی با جان مردم ایران بستگی دارد" اما تاکید می کند که شعر ایران اگر بر پا ایستاد به دلیل فعالیت های شاملو، نادر پور، مشیری و امثال آنها بود چون آنها بودند که شعر را به مردم قبولاندند و نیما را تنها نگذاشتند.





نوع مطلب : بزرگان ادبیات ایران و جهان، 
برچسب ها :


درباره وبلاگ

عاشق ایرانم وخانواده و ادبیات و اینترنت.گاهگاهی هم مرتکب شعر می شوم.وبلاگ ناظم سرا جایی است که از دلنوشته هایم شما را خبردار می سازم.8سال است وبلاگ نویسی می کنم.
یاد گرفته ام که تعصب نداشته باشم و به دنیایی بهتر بیندیشم.دوست دارم که انتقادهایتان را بشنوم.ببینم و بخوانم.وبلاگ ناظم سرا جایی است که در ان از غفلتها نیز می نویسم.غفلتهایی که دوره مان کرده اند و پیرامون ما چنبره زده اند.
غفلت از اخلاق جانمان را پر شرنگ کرده و امید واری به فردای بهتر از فرهنگ لغات ذهنمان تبعید شده است.هر دوکیمیاهای گمشده روزگار ماهستند.من نیز چون شما خیلی وقتها دلم برای راستی و درستی تنگ می شود.اگر حس کردید انچه در این وبلاگ امده است با اندیشه و احساس تان نزدیک است در نقل مطالب این وبلاگ بکوشید که باعث خوشحالی من خواهد شد.
بر این باورم که امروزه ادبیات درمانی بیشتر از اب درمانی مفید است.شما نیز آن راامتحان کنید.بی گمان سودی از ان به دست خواهد آمد.
مدیر وبلاگ : مسعود ناظم رعایا
پیوندها
%