تبلیغات
ناظم سرا - به بهانه سا‌لروز درگذشت «پرویز شاپور»
 
ناظم سرا
پروین می گوید:دل بی دوست دلی غمگین است.
پانزدهم مردادماه مصادف با سال‌روز درگذشت «پرویز شاپور» نویسنده ایرانی است. شهرت او به دلیل نگارش «کاریکلماتور» و نوشته‌های کوتاه اغلب تک خطی بود که ظرافت و دیدی شاعرانه و طنزآمیز داشت.


«پرویز شاپور» در پنجم اسفند سال ۱۳۰۲ در شهر «قم» زاده شد، و شناسنامه‌اش را در تهران گرفتند او دوران ابتدایی را در مدرسه «دقیقی» گذراند و دیپلم خود را از دبیرستان  «دارایی»  گرفت و در دانشگاه تهران به اخذ لیسانس اقتصاد نایل آمد پرویز در مدرسه صنعتی آن سال‌ها شاگرد «علی اسفندیاری»، همان «نیما یوشیج» بود.

پرویز شاپور در سال‌ ۱۳۲۹ با «فروغ فرخزاد»، نوه خاله مادرش که پانزده سال از او کوچک‌تر بود، ازدواج کرد. آن‌ها اهواز را برای زندگی مشترک انتخاب کردند. ثمره ازدواج‌ این‌دو در ۲۹ خرداد ۱۳۳۱ پسری بود که نامش را «کامیار» گذاشتند و فروغ در اشعار خود به او اشاره کرده است و اما رابطه زناشویی این دو زیاد دوام نداشت و به خاطر دخالت‌های نزدیکانشان در سال ۱۳۳۴ به جدایی کشید.


او در سال‌های ۱۳۳۰ تا ۱۳۴۴ به استخدام وزارت «دارایی» اهواز درآمد. شاپور فعالیت روزنامه‌نگاری خود را در روزنامه‌های محلی خوزستان از زمانی آغاز کرد که در آن‌جا زندگی می‌کرد و از سال ۱۳۳۷ به بعد در مجله «توفیق» با اسم مستعار «کامی»، «کامیار» و «مهدخت» مطلب  می‌نوشت.

پس از آن در نشریه «خوشه» به سردبیری «احمد شاملو» که در دهه چهل شمسی چاپ می‌شد، به فعالیت خود، که شاملو به آن‌ها «کاریکلماتور» نام می‌داد پرداخت. کاریکلماتور جملاتی پرمحتوا، کوتاه و هم‌راه با شوخ‌طبعی است که گاهی به جمله قصار می‌ماند، گاهی به شعر شانه می‌زند و شاید بتواند تبدیل به ضرب‌المثل شود.

اولین کتاب کاریکلماتور او را انتشارات «نمونه» در سال ۱۳۵۰ به چاپ رساند، که در برگیرنده طرح‌ها و نوشته‌های شاپور از سال۱۳۳۷ تا ۱۳۵۰ بود او هم‌چنین حدود ده کتاب دیگر نیز به چاپ رسانده که بیش‌تر آن‌ها کاریکلماتور است.

«سنجاق تنها چیزی از آهن است که برای وصل آمده نه فصل»

«پرویز شاپور»، «بیژن اسدی‌پور» و «عمران صلاحی» از دوستان بسیار صمیمی بودند و معروف به «سه تفنگ‌دار طنز ایران» بودند.

شاپور در دو نمایش‌گاه نیز شرکت داشته است، یکی به طور مستقل در گالری «زروان» در سال ۱۳۵۴ و دیگری به طور جمعی در نگارخانه «تخت جمشید» با «بیژن اسدی پور» و «عمران صلاحی در سال ۱۳۵۶٫

پرویز شاپور پس از جدایی از فروغ، هرگز دوباره ازدواج نکرد و تا آخر عمر هم‌راه با کامیار و «خسرو شاپور» برادرش در یک خانه قدیمی زندگی می‌کرد و سرانجام در ساعت شش صبح،  پانزدهم مرداد ماه سال ۱۳۷۸ درگذشت. آرامگاه پرویز شاپور در قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران است.

در این‌جا نمونه‌هایی از کاریکلماتورهای پرویز شاپور را ‌بخوانید:

«اگر خودم هم مثل ساعتم جلو رفته بودم حالا به همه جا رسیده بودم.»

«برای اینکه پشه‌ها کاملن ناامید نشوند، دستم را از پشه‌بند بیرون می‌گذارم.»

«اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان می سازم.»

«گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرنده‌ی محبوس است.»

«به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد.»

«هر درخت پیر، صندلی جوانی می‌تواند باشد.»

«به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است.»

«جارو، شکم خالی سطل زباله را پر می کند.»

منبع‌ها:

سازمان اسناد و کتاب‌خانه ملی

ویکی‌پدیا





نوع مطلب : بزرگان ادبیات ایران و جهان، 
برچسب ها :


درباره وبلاگ

عاشق ایرانم وخانواده و ادبیات و اینترنت.گاهگاهی هم مرتکب شعر می شوم.وبلاگ ناظم سرا جایی است که از دلنوشته هایم شما را خبردار می سازم.8سال است وبلاگ نویسی می کنم.
یاد گرفته ام که تعصب نداشته باشم و به دنیایی بهتر بیندیشم.دوست دارم که انتقادهایتان را بشنوم.ببینم و بخوانم.وبلاگ ناظم سرا جایی است که در ان از غفلتها نیز می نویسم.غفلتهایی که دوره مان کرده اند و پیرامون ما چنبره زده اند.
غفلت از اخلاق جانمان را پر شرنگ کرده و امید واری به فردای بهتر از فرهنگ لغات ذهنمان تبعید شده است.هر دوکیمیاهای گمشده روزگار ماهستند.من نیز چون شما خیلی وقتها دلم برای راستی و درستی تنگ می شود.اگر حس کردید انچه در این وبلاگ امده است با اندیشه و احساس تان نزدیک است در نقل مطالب این وبلاگ بکوشید که باعث خوشحالی من خواهد شد.
بر این باورم که امروزه ادبیات درمانی بیشتر از اب درمانی مفید است.شما نیز آن راامتحان کنید.بی گمان سودی از ان به دست خواهد آمد.
مدیر وبلاگ : مسعود ناظم رعایا
پیوندها
%