تبلیغات
ناظم سرا - مطالب فروردین 1389
 
ناظم سرا
پروین می گوید:دل بی دوست دلی غمگین است.


کتاب “لنجان”نوشته ی اقای قادری از کتابهایی است که بحث های گوناگونی را در منطقه ی لنجان پدید آورد.انجمن نقد کتاب یاران اندیشه لنجان در راستای گسترش فرهنگ کتابخوانی ،کتاب یاد شده را در نخستین نشست ماهیانه ی خود در یکم اردیبهشت ۸۹ مورد نقد و بررسی قرار خواهد داد.

در این نشست که  روزچهارشنبه یکم اردیبهشت ماه در سالن اجتماعات شهرداری چمگردان از ساعت ۴ بعد از ظهر اغاز خواهد شد افزون بر نقد کتاب “لنجان”،استاد فاضل جناب اقای اسفندیار معتمدی در زمینه لنجان سخنرانی خواهند داشت.موسیقی اصیل هم بخش دیگری از برنامه ها خواهد بود.

از آنجا که همه ی اهالی لنجان در باره این کتاب موضع ویژه خود را دارند از همه ی دوستداران کتاب و لنجان درخواست دارم به گونه فعال در نشست یاد شده حضور یابند.نشست نقد و بررسی کتاب عمومی است و ورود برای همگان ازاد است.اگر به فرهنگ اهمیت می دهید این خبر را به اگاهی همه ی دوستداران فرهنگ و لنجان برسانید.

چشم انتظار دیدار همه ی شما هستم.





نوع مطلب : نوشته های عمومی، 
برچسب ها :

بر قرار بودن نظام فصول چهار گانه درتمام کائنات و اجزاء آن

(وجود چهار فصل روی قمر تریتون که بزرگترین  قمر سیاره نپتون است کشف شد )

خبری که در پرانتز بالا نگاشتم صبح روز ۱۹/۱/۸۹  در سایت یاهو  به نقل از سایت space.comمورخ ۷ آوریل ۲۰۱۰منتشر گردید که اینجانب ( جعفر ناظم رعایا) ترجمه خبر را به شرح زیر به نظر خوانندگان عزیز می رسانم و اضافه می نمایم که بنده در نتیجه تدبر در بعضی از آیات علمی قرآن کریم ،با قطع ویقین پیشتر به این نتیجه رسیده بودم که اصل چهار فصل یک نظام الهی است که برتمام کائنات ؛از ریز ترین اجزاء اتمهای عناصر گرفته  تا منظومه ها و کهکشانها وحتی کل کائنات بر قرار است و  موضوع را مختصرا  در کتاب” اصول آفرینش” که قبلا تالیف ودر سال ۱۳۷۹منتشر نموده ام ونیز همان یافته هارا با تغییراتی در جلد اول کتاب” رهنمودهایی از قرآن کریم در حل مشکلات مدنیت” در فصل “آفرینش و اسرار آن(فی سته ایام)”-صفحات ۱۰۱تا ۱۲۷که در سال ۱۳۸۶ منتشر نموده ام شزح داده ام. بنا بر این ,برای اطلاع عزیزان از این نظر که توجه  داشته باشند  که قرآن کریم یک کتاب فوق علمی است (کلمه الله هی العلیا)

ولی متاسفانه مفسران از پرداختن به جنبه های علمی مدنی/تجربی/نظری و….قرآن کریم غافل مانده اند و درنتیجته جهان اسلام که  باید بر اثر نتیجه گیری وعمل به  رهنمود های قرآن کریم دربنیاد ازیک نظام بر تر جهانی بر خور دار باشد محروم وعقب مانده است!!!

در هر حال , ما ابتدا ترجمه خبر ی را که در بالا به آن اشاره کردیم وسپس بخش مختصری از آنچه را از قرآن کریم اقتباس نموده ایم نقل مینماییم شاید مورد توجه قرار گیرد.

خبر- در نتیجه  رصدهای جدید کشف شده است که اتمسفر  نازک قمر تریتون که از قمر های سیاره  نپتون است  همزمان با فصول ,ضخامت آن تغییر میکند   واین حالت ,علیرغم فاصله نسبتا زیادی که در مقایسه  با اجسام دیگر منظومه شمسی دارد  صورت می گیرد.

تلسکوپ  بسیار بزرگ  رصد خانه اروپای  جنوبی که  در شیلی قرار  دارد  در جریان رصد کردن اشعه مادون قرمز  کشف کرده است که .........................



ادامه مطلب


نوع مطلب : افکار استاد جعفر ناظم رعایا، مطالب ارسالی دوستانم، 
برچسب ها : اندیشه،

محمود خوشنام

منتقد هنری

شاهرخ مسکوب را از سال‌های سی و چهل با برگردان‌هایش از تراژدی‌های سوفکل و آشیل و نیز با سهمی که در برگردان درخشان "خوشه‌های خشم"، آفریده " جان اشتاین بک" داشت، می‌شناسیم. او نیز در جوانی چون شمار بزرگی از روشنفکران زمانه، به حزب "طراز نوین" پیوسته بود.


شاهرخ مسکوب نیزدر حلقه جادویی یاران "مرتضی کیوان" حضور داشت. هر چند که از او چهار سالی بزرگتر بود: ولی گمان می‌کنیم، در سیاست و ادبیات، چیزهایی و راه‌هایی از او آموخته باشد.

مسکوب خود گفته است: "مرتضی پس از مرگش معلم زندگی من شد."

مسکوب در دیباچه کتابی که درباره مرتضی کیوان انتشار داده، سبب پیوستن خود، او و روشنفکران دیگر را به حزب توده از نو وارسی می‌کند: "حزب کشتگاه آرزوهای... روشنفکران سرزمین بلا دیده ما بود که می‌خواستند چرخ را بر هم زنند.... و عالم و آدم دیگر بسازند. می‌پنداشتند که مارکسیسم... تنها دوای دردهای اجتماعی است."

این پندار ولی در ذهن و اندیشه شاهرخ مسکوب، هشت سالی بیش دوام نیاورد.

حوادث سیاسی ناگواری که در ایران روی داد، شکاف تردید در این پندارها انداخت: "سیر پیچیده تحول اجتماعی را در روند مبارزه طبقاتی ساده کرده بودیم و گمان داشتیم راز و رمز پیشبرد تاریخ را یافته‌ایم." با حمایت از ادعای جدا سری آذربایجان، درگیری با مصدق و جبهه ملی در جریان ملی شدن صنعت نفت و بدتر از همه رفتار در برابر کودتای بیست و هشتم مرداد، تردیدها و نگرانی‌ها بالا گرفت، تا روزی که دیدم: کشتگاهم خشک ماند و یکسره تدبیرها/ گشت بی سود و ثمر!.."

شاهرخ مسکوب که در سال ۱۳۲۴ به حزب توده پیوسته بود، در نیمه سال ۱۳۳۲ ، از آن گسست. این پیوست و گسست، ولی تجربه‌ای بود که پایه اندیشه‌های آینده او می‌شد. در او نیز گمان می‌کنیم چون بسیاری از روشنفکران که به کار حزبی پرداخته بودند، تمایل به "ادبیات" بر گرایش به سیاست غلبه می‌کرد.

جدایی از "وظیفه حزبی"، زمینه را برای برآوردن این تمایل، گسترده‌تر و آزادانه‌تر می‌ساخت. مسکوب پس از گذراندن دوره زندان، اگر چه انسانی سیاسی- اجتماعی باقی ماند، ولی ..................



ادامه مطلب


نوع مطلب : بزرگان ادبیات ایران و جهان، 
برچسب ها :

«کتاب کوچه» دانشنامه فرهنگ عامیانه مردم ایران که احمد شاملو شاعر و محقق معاصر ایران تدوین و گردآوری آن را آغاز کرد، به صورت دیجیتال در فضای مجازی قرار خواهد گرفت.کار تایپ کتاب کوچه به منظور انتشار الکترونیک در محدوده حرف «الف» به پایان رسیده و نسخه آزمایشی آن به عنوان هدیه نوروزی بر خروجی وبسایت رسمی احمد شاملو قرار گرفته است.به گفته محسن عمادی، ناشر انحصاری و دایمی الکترونیکی آثار شاملو، شکل دیجیتال کتاب کوچه در یک تز دانشگاهی در دیسیپلین «فرهنگ دیجیتال» معین شده است.


آقای عمادی در یادداشتی توضیح داده است که در مسیر انتشار کتاب کوچه، ابتدا کلیه متن به صورت خام در سیستم سایت قرار می‌گیرد که نیازهای اولیه کتاب‌های کلاسیک را پاسخ می‌دهد.وی از نشانه‌گذاری متن و ایجاد ارتباط به عنوان قدم‌های بعدی برای انتشار نسخه الکترونیک کتاب کوچه نام برده و معتقد است در شبکه‌های اجتماعی است که به آرمان شاملو در تعیین‌بخشی و جسمیت دادن به مقولات فرهنگ عامه ایران زمین می‌توان نزدیک شد.

انتشار کتاب کوچه دیجیتال یک یا چند نویسنده واحد ندارد و با وجود آن‌که بر مبنای میراث یک نویسنده شکل می‌گیرد، اما نویسندگان متعدد در طول زمان به گروه نویسندگان آن می‌پیوندند و ساختار کتاب قابل انعطاف خواهد بود.

کتاب کوچه دیجیتال با گذر زمان می‌تواند دگرگون شود و مدام در حال نوشته شدن باشد، به علاوه آن‌که از منابع متنی و تصویری و هر چیزی که بتواند دیجیتال شود در سیستم آن استفاده خواهد شد.بر اساس آن‌چه در یادداشت «کتاب کوچه دیجیتال» در وبسایت رسمی احمد شاملو آمده، این کتاب دیجیتال در تعامل با خواننده شکل می‌گیرد و خوانندگان با شرکت در بحث پیرامون موارد مختلف به مرور نویسنده می‌شوند.

کتاب کوچه؛ متوقف در حرف «ج»

کتاب کوچه عنوان فرهنگ‌نامه‌ای است از احمد شاملو شاعر، نویسنده، مترجم و پژوهشگر معاصر ایران که در چندین جلد به عنوان دایرة‌المعارف فرهنگ عامیانه مردم ایران تنظیم شده است.انتشار این فرهنگ‌نامه از سال ۵۷ آغاز شده و پس از مرگ شاملو سرپرستی این مجموعه برعهده آیدا سرکیسیان همسر وی که شاملو را در گردآوری و تدوین این مجموعه همراهی کرده قرار گرفت، اما انتشار این مجموعه از سال ۸۱ پس از انتشار حرف «ج» متوقف مانده است.

چاپ شماره‌های بعدی این مجموعه در حالی متوقف مانده است که چندی پیش مهرداد کاظم‌زاده، مدیر انتشارات مازیار و ناشر کتاب کوچه ادعا کرد برخی از فیش‌های متن ارایه شده از سوی خانم سرکیسیان برای انتشار جلد دوازدهم کتاب کوچه، زاییده ذهن و قلم شاملو نیست.

خانم سرکیسیان در پاسخ به این ادعا گفت برخی از فیش‌ها و مطالب به جا مانده از شاملو به گونه‌ای هستند که دو یا سه آیتم مجزا که هر کدام مربوط به بخش‌های متفاوتی بوده‌اند در نگارش نخست شاملو در یک فیش نوشته شده‌اند و وی تنها آن‌ها را تفکیک کرده و در جای خود قرار داده است.

به گفته وی در طول ۳۰ سال کار بر روی کتاب کوچه فیش‌های دست‌نویس به ناشر تحویل داده شده و او پس از حروف‌چینی، نسخه اولیه را بازگردانده، غلط‌های املایی یا نحوی به وجود آمده در آن توسط شاملو و سرکیسیان اصلاح شده و به ناشر بازگردانده شده است.خانم سرکیسیان می‌گوید: ممكن است هم‌اكنون نیز در مرور فیش‌های به‌جا مانده از همسرم با ایرادهای نحوی یا املایی برخورد و آن‌ها را اصلاح كرده باشم، اما این به معنای تحریف آن‌ها یا افزودن بر آن‌ها نیست.

ع. پاشایی، سرپرست آثار شاملو و وکیل تام‌الاختیار تالیف و انتشار آثار این شاعر در سال ۱۳۴۷ روش تنظیم کتاب کوچه را تدوین کرده و در سال ۱۳۶۸ طی قراردادی به همراه همسر شاملو به عنوان سرپرست بررسی و نظارت کیفیت کتاب از سوی شاملو معرفی شدند.ع. پاشایی نیز در گفت‌و‌گویی می‌گوید که چون آقای شاملو بر روی مقداری از فیش‌ها کار کرده و مقداری از آن‌ها فقط یک اسم است، همسر وی روی این نوشته‌ها و فیش‌های ناقص کار کرده، مطالب را از منابع دیگر درآورده و به فیش‌ها اضافه کرده است.او تاکید می‌کند که همه این مراحل در مسیر کتاب کوچه انجام گرفته و وی آن‌ها را تایید می‌کند.





نوع مطلب : بزرگان ادبیات ایران و جهان، 
برچسب ها :

زلزله های پی در پی شهر تهران را به هم ریخته است، همه می خواهند فرار کنند. اما "شادی" اهل رفتن نیست، می خواهد اول قوطی تریاکش را پر کند که اگر همه هم رفتند بدحالی و خماری نکشد.

گوشی های ام ‌پی تری پلیرش را توی گوشش می گذارد و از یک صبح تا شب در تهران بالا و پایین می رود.

"نگران نباش" پر است از آدم های عحیب و غریب و دیوانگی هایی که شادی در گوشه و کنار تهران می بیند و نگرانش می کند یا نگران‌ مان می ‌کند.

در سه کار قبلی شما- صدا، نفرین خاکستری وعاشقیت در پاورقی- فرم به اندازه قصه و روایت پررنگ بود، اما در کار جدیدتان -"نگران نباش"- ما با یک روایت ساده و

خطی که درزمان حال می گذرد و راوی اول شخص دارد روبرو هستیم. چرا این بار سراغ این شکل از روایت رفته اید؟

شاید چون روایت خطی تنها راه پیش رفتن داستان "نگران نباش" بود و کار نیازی به بازی های فرمی نداشت.

فضای زلزله فضای سنگینی دارد و وقتی چنین اتفاقی دارد می‌افتد، نمی توان چندان به گذشته رجوع کرد. به همین خاطر است که من تنها در یک صحنه فلاش بک داشته ام و تمام داستان را در زمان حال پیش برده ام.

البته همین موضوع کار را برایم سخت تر می کرد، اما فکر کردم می شود تمام داستان را به همین شكل نوشت. مثلاً استفاده از راوی سوم شخص آسان تر بود، اما با این راوی نمی شد حس و حال شخصیت اول رمان را كامل بیان کرد.

تغییر رویه در سبک و سیاق تان تا آن جا پیش رفته که این بار داستانی اجتماعی و حتی جاده ای نوشته اید.

خیلی ها ایراد می گرفتند که چرا شخصیت های "عاشقیت در پاورقی" تا این اندازه ذهنی و درگیر دنیای خودشان هستند، در حالی‌ که آدم های این داستان ملموس ترند و پر از واکنش های بیرونی هستند ، شاید به این خاطر که این ها آدم های دور و بر خودم بودند و من این آدم ها را می شناسم.

قبول دارید که دغدغه‌های تان تغییر کرده است؟

مطمئن نیستم این طور باشد. شاید در کتاب بعدی ام دوباره به سراغ همان موضوعات و دغدغه هایی بروم که مثلا در "عاشقیت در پاورقی" مطرح شد.
در این رمان می خواستم زندگی آدم هایی را که می شناسم مطرح كنم . تمام آدم های این داستان از دوستانم هستند، از سارا گرفته تا اشکان ، شهناز، رحیم و بقیه ‌شان. برایم جالب بود از این ها بنویسم.

شادی و دو برادرش در فاصله سنی کمی از هم هستند، اما تفاوت های رفتاری شان به اندازه تفاوت سه نسل با هم است. واقعا فکر می‌کنید میان متولدان دهه 60 تا این اندازه تفاوت وجود دارد؟ داوری‌تان این است؟

من خیلی مرزبندی سنی نمی‌ کنم. مثلا بابک خصوصیت ‌های غالب دهه 40 را دارد، هر چند که در دهه 60 به دنیا آمده. یا درون گرایی شادی شبیه آدم های دهه 50 است، اما آرش مثل پارتیزان ها رفتار می كند و تمام رفتارهایش همانی است كه از یك متولد دهه 60 انتظار می رود.

طبیعی است که بچه های این دهه حال و هوای دیگری داشته باشند، به خصوص این که بچه های این نسل با وحشت جنگ بزرگ شده اند و مشکلاتی مثل کمبود مواد غذایی و خیلی چیزهای دیگر را از سر گذرانده اند. شاید به همین خاطر همین هم هست که عاصی‌اند و خواسته هایشان را راحت تر بیان می کنند .

آدم های داستان شما را در شرایطی می بینیم که زلزله تهران را به هم ریخته، آدم هایی که هرکدام شان به یک نوعی ناهنجار رفتار می کنند. این همه آدم عجیب و غریب یعنی نگاه شما به فضای اجتماعی شهرتهران در چنین موقعیتی؟

به نظر من، تهران همین شکل و شمایل را دارد. کافی است سری به میدان تجریش بزنید تا هزار جور آدم مختلف ببینید. از خانواده های محترم بالاشهری گرفته تا دستفروش و گدا و... یا به فضای کاملا مدرنی که اطراف پاساژ تندیس و قائم است دقت کنید. در این میدان پیتزا فروشی کنار قهوه خانه سنتی است . جالب آن که هیچ کدام از آدم ها به هم نگاه نمی کنند و همین یك كلیت عجیب و غریب را به وجود آورده.

به نظرم، تهران همیشه در حال انفجار است. مثل یک کاسه آش سر پر. حالا فرض کنید در این شهر زلزله ای هم رخ دهد. وقتی بعد از زلزله بم یک زلزله خفیف در تهران آمد، خیلی ها به خیابان ها ریختند و شب را در پارک ها خوابیدند و عکس العمل های متفاوت و عجیب و غریب بسیاری ازشان سر زد. بنابراین، به نظر شما من دارم داوری اشتباه می ‌کنم؟





نوع مطلب : اندیشه های گوناگون، 
برچسب ها :

بنیاد جایزه ادبی فریدریش روکرت، مستقر در شهر کوبورگ (آلمان)، اسماعیل خویی، شاعر ایرانی را برنده این دوره دانست.

جایزه ادبی شهر کوبورگ، که هر دو سال یک بار به نویسنده و ادیبی از خاور میانه و نزدیک تعلق می‌گیرد، به یاد فریدریش روکرت (۱۷۸۸ – ۱۸۶۶) شاعر و شرق‌شناس نامی آلمان نامیده شده است.

بنیاد جایزه ادبی روکرت روز ۳۱ ژانویه ۲۰۱۰ اعلام کرد که این نشان ادبی در این دوره به یک ادیب ایرانی تعلق خواهد گرفت.

چهار شاعر و نویسنده ایرانی برای مرحله نهایی معرفی شدند که عبارت بودند از: محمدرضا شفیعی کدکنی، اسماعیل خویی، منیرو روانی‌پور و شهریار مندنی‌پور.

هیئت داوران جایزه روکرت طی اطلاعیه‌ای خبر داد که از میان نامزدهای این بنیاد، جایزه امسال به اسماعیل خویی تعلق گرفته است.

تا کنون تعدادی از کارهای او به زیانهای انگلیسی، ایتالیایی، عربی، ترکی، روسی و آلمانی ترجمه و به چاپ رسیده است.

روکرت، شرق‌شناسی عاشق ایران

فریدریش روکرت، سراینده‌ شماری از زیباترین شعرها و ترانه‌ها در آلمانی است. و بسیاری از صاحبرنظران زبان لیریک و شعری او را از برترین‌ها در زبان آلمانی می دانند.

برخی از سروده‌های روکرت را آهنگسازان بزرگ در موسیقی کلاسیک آلمان جاودانه کرده‌اند؛ از جمله فرانتس شوبرت، روبرت شومان و یوهانس برامس بر پایه اشعار روکرت ترانه‌هایی زیبا تصنیف کرده‌اند.

شعر قطعه معروف "ترانه‌های مرگ کودکان" اثر گوستاو مالر سروده‌ی فریدریش روکرت است.

اما روکرت به عنوان مترجم و شرق‌شناس نیز جایگاهی بلند دارد، و از پایه‌گذاران رشته خاورشناسی نوین به شمار می‌رود.

روکرت فارسی و عربی و ترکی را به خوبی می‌دانست، و رشته‌ای از آثار کلاسیک را از زبانهای شرقی به آلمانی ترجمه کرد. اما او تنها مترجم نبود، بلکه به راستی به فرهنگ و هنر شرق، به ویژه ایران، عشق می‌ورزید.

روکرت شماری از آثار سخنوران ایران مانند سعدی (گلستان)، فردوسی و مولوی را به آلمانی ترجمه کرده است.

به ویژه ترجمه روکرت از غزلیات حافظ معروفیت فراوان دارد، و به عنوان الگویی درخشان برای تمام مترجمان از زبان‌های شرقی به شمار می‌رود.

ترجمه‌های روکرت روح و گوهر لطیف اشعار تغزلی و عرفانی را با مهارتی بی‌نظیر منتقل می‌کند.

جایزه دوسالانه‌ی فریدریش روکرت اولین بار در سال ۲۰۰۸ به علاء الاسوانی، نویسنده نامی مصری، مؤلف رمان معروف "عمارت یعقوبیان" تعلق گرفت.

ارزش این جایزه مبلغ ۷ هزار و پانصد یورو (معادل حدود ۱۰ هزار دلار) است.

جایزه امسال فریدریش روکرت در ماه ژوئن امسال طی مراسمی در شهر کوبورگ به اسماعیل خویی تقدیم می‌شود.





نوع مطلب : بزرگان ادبیات ایران و جهان، 
برچسب ها :
 در صفحه نخست کتاب سنگ صبور تنها یک جمله آمده است.تقدیم به ن.الف.شاعر زنی که به دست شوهرش کشته شد. در صفحه دوم شعری از شاعر فرانسوی آنتونین آرتید:همه چیز از تن، از راه تن، با تن و به مقصد تن به وجود می آید
بعد رمان کم حجم و مینی مالیستی سنگ صبور با توصیفی سینمایی و شاعرانه از اتاقی در جایی نامعلوم در زمانی نامعلوم شروع می شود. مردی بی حرکت دراز کشیده است و زنی بر بالین او در حال تسبیح گرداندن است. اتاق را پرده ای مستور کرده است، پرده ای با عکس دوخته شده از مرغانی که بر آن در حال پرواز، منجمد شده اندعتیق رحیمی یک دانش آموخته سینماست.
و بر اساس کتاب اولش فیلمی ساخت که در میان کاندیداهای جایزه کن هم قرار گرفت.شاید عتیق این دفعه می خواسته فیلمنامه ای بنویسد یا نا خود آگاه داستانش شکلی خیلی سینمایی به خود گرفته است. کتاب تازه عتیق که به تازگی ترجمه انگلیسی آن با مقدمه خالد حسینی به بازار عرضه شده است، کتابی است که جایزه کنگور، مهم ترین جایزه ادبی فرانسه را برده است.
داستان شاعرانه دو کتاب قبلی عتیق رحیمی اول به فارسی نوشته شده بودند و بعد توسط خود نویسنده به فرانسوی برگردانده شدند.

اما عتیق ترجیح داده است که این کتابش را اصلا به فرانسوی بنویسد. شاید به همین خاطر هم هست که نسبت شاعرانگی اش ،نسبت بازی با کلمات و شگرد افغانی عتیق در تکرار کردن ها بسامد کمتری داشته باشد و در عوض سینمایی تر شود. خالد حسینی در مقدمه خود کتاب عتیق را کتابی بی مانند و شاعرانه می داند که در نشان دادن صدا و چهره زن بی صدا و بی چهره افغان موفق بوده است و بعد به این نکته اشاره می کند که به راستی نمی شده است این کتاب را که سر تا سر راز "تن" است به فارسی نوشت.

کتاب سرگذشت 99 روز زندگی زنی است که بر بالین شوهر بیمارش نشسته است و طبق تجویز ملایی باید 99 نام خداوند را هر روز یک نام، بر بدن شوهر بخواند و بدمدشوهر معلوم نیست کجا به این حال افتاده است اما کم کم آشکار می شود که مردی مجاهد بوده است و برای نام خدا به جنگ رفته است و حال به این وضع به خانه بر گشته است. ذکر نام های خداوند با "القهار" شروع می شود و زن همچنان که دارد نامهای خداوند را بیان می کند از لابلای هجی کردن حروف به هزار تو های حافظه اش می رسد. به خاطراتش، به قصه های مشترکی که با مرد داشته است و قصه های که باید می داشته اما قهاریت شوهر مانع شده است کم کم از خاطره به خشم از خشم به درد دل از درد دل به گفتگویی یک طرفه می انجامد.

در طی روز های ذکر و تسبیح زن بر بالین شوهر، هرچه می گذرد زن جرآت بیشتری می یابد زن از زنانگی می بر آید، تن می شود ، به تن شوهر با قدرت دست می اندازد و ماجرای تن خویش را وا می شکافد ماجرایی که با تسلط بی چون و چرای مرد همراه بوده است و بعد ماجرایی تن خویش را با دیگران بازمی گوید که تسلط مفقود در رابطه نخستش را چگونه می توانسته جبران کند. و بعد کم کم در واگویه های این حکایات خود جای شوهر را می گیرد. اینک اوست که حاکم خانه است اوست که می تواند جان و جهان مرد را در اختیار داشته باشد. کسی که خود نقش سنگ صبور را بازی کرده است  کسی که همواره شنیده است و هیچ گاه سخنی نگفته است. حالا در موضع متکلم واقع شده تا همه گفتنی های مگوی خود را بگوید و حتی شوهرش را سنگ صبور خطاب کند.


شوهری که هیچ کاری از دستش بر نمی آید. و در ادامه ای جابه جایی های ممتد روانی، این انگاره نمادین را مطرح می کند که اگر روزی، زنی در شرایط سنت (حالا سنت افغانی) بتواند با مردش بی پرده سخن بگوید چه چیز های به او خواهد گفت و همین انگاره با فرم دایره مانند تسبیحی که با ذکر 99 نام خدا به نقطه نخست باز می گردد، ساختار کلی رمان موجز عتیق راتشکیل می دهند. «اگر مذهب به تمامی با مکاشفه سرو کار دارد. قصه ما نیز مکاشفه ای است. مکاشفه ای خیلی شخصی ما ، سنگ صبور من! آره، بدن مکاشفه ماست بدن های ما با راز هایشان با زخم ها یشان، با درد های شان،با لذتهایشان وبه این گونه وارد سر گذشت همه زنان افغانستان می شود. وارد رویاها، راز ها و ناگفته های آنان، وارد میل ها و تنهایی ها و هوس های سرکوب شده ای که تقریبا دیگر در حال ترکیدنند. و در این تر کیدن نه فقط ذهنیت مذکر حاکم، بلکه جامعه ، سنت و مذهب نیز به چالش کشیده می شوند. دو چهره از یک تن و رازها و نا گفته های زن در این فضا، تنها راز ها و عقده های او نیست. رازهای تنهایی های همه تن ها ست. راز های مستور جامعه ای که مثل همان مرغ های دوخته شده ای روی پرده منجمد، باقی مانده اند.

جامعه ای که می تواند زنی را با عکس مردی عروسی بدهد. هزار چشم کنجکاو مترصد دیدن خونی است که حاصل شب زفاف زنی است و این چه بسا از همه کار های جهان برایشان اهمیت بیشتری پیدا می کند. جامعه ای که در آن زن بد کاره نکوهش می شود اما مرد بد کاره چه بسا ستایش..مردانی که کودکان زیبا روی را می دزدند تا از آنان سوء استفاده کنند. اما در عین حال نگران گناهکاری مردمی هستند که فرسنگ ها از آنان دورتر زندگی می کنندشخصیت هایی رمان تنها دو نفرند. زن و شوهر، و هیچ کدام نیز نامی ندارند. شخصیت سوم داستان، ملاست که تقریبا همه جای زندگی حضور دارد. ملای دیگر، یا خود ملامت گر و در عین حال توجیه گر آنها ست و آنها خود نیز دو "من" دو "چهره" از یک "تن" اند که در طول داستان مرتب به همدیگر تبدیل می شوند. پدر و مادر هم، همیشه در داستان های عتیق حضور دارند و همواره نیز حامل بار های نمادینی از خود شخصیت اصلی داستانند.

در اینجا تنها ما با مادر شوهر و پدر زن سرو کار داریم و هر دو نیز هر کدام کامل کننده آن دیگری است. پدر مردی بودنه باز (کسی که بلدرچین را برای جنگیدن تربیت می کند) وحتی در بودنه بازی دخترش را نیز باخته است. زن که خود نیز قربانی قمار های پدر است از بودنه انتقام می گیرد. بودنه را به چنگال پشک(گربه) می سپارد. پشک همیشه با زن هست. همه جای داستان سرکی می کشد و غایب می شود. پشک انتقام گیرنده است. پشک منجی است. پشک خود زن است که جرات می یابد و از شوهرش انتقام می گیرد و نکته این است که مرد را ذکر نام ها ی خداوند زنده نمی کند بلکه ذکر راز ها ی زن است که زنده می کند. .  




نوع مطلب : بزرگان ادبیات ایران و جهان، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

عاشق ایرانم وخانواده و ادبیات و اینترنت.گاهگاهی هم مرتکب شعر می شوم.وبلاگ ناظم سرا جایی است که از دلنوشته هایم شما را خبردار می سازم.8سال است وبلاگ نویسی می کنم.
یاد گرفته ام که تعصب نداشته باشم و به دنیایی بهتر بیندیشم.دوست دارم که انتقادهایتان را بشنوم.ببینم و بخوانم.وبلاگ ناظم سرا جایی است که در ان از غفلتها نیز می نویسم.غفلتهایی که دوره مان کرده اند و پیرامون ما چنبره زده اند.
غفلت از اخلاق جانمان را پر شرنگ کرده و امید واری به فردای بهتر از فرهنگ لغات ذهنمان تبعید شده است.هر دوکیمیاهای گمشده روزگار ماهستند.من نیز چون شما خیلی وقتها دلم برای راستی و درستی تنگ می شود.اگر حس کردید انچه در این وبلاگ امده است با اندیشه و احساس تان نزدیک است در نقل مطالب این وبلاگ بکوشید که باعث خوشحالی من خواهد شد.
بر این باورم که امروزه ادبیات درمانی بیشتر از اب درمانی مفید است.شما نیز آن راامتحان کنید.بی گمان سودی از ان به دست خواهد آمد.
مدیر وبلاگ : مسعود ناظم رعایا
پیوندها
%