تبلیغات
ناظم سرا - مطالب تیر 1389
 
ناظم سرا
پروین می گوید:دل بی دوست دلی غمگین است.
 سلام بر دوستان ارجمند
 به مناسبت نیمه شعبان؛کانون فرهنگی هنری امام هادی سده لنجان با همکاری شهرداری و انجمن ادبی باران سده لنجان اقدام به برگزاری شب شعر "ظهور"می نمایند.
در این شب شعر افزون بر شاعران شهرستان لنجان،شاعرانی از مبارکه نیز حضور خواهند داشت.از دیگر برنامه های شب شعر می توان از اجرای موسیقی نام برد.
زمان:یکشنبه سوم مرداد سال 1389ساعت 16تا19
مکان:سده لنجان خیابان امام خمینی سالن اجتماعات شهرداری سده لنجان
 ورود برای همگان آزاد است.




نوع مطلب : نوشته های عمومی، 
برچسب ها :


تصنیف جدید و شورانگیز استاد محمدرضا شجریان با آهنگی از کیوان ساکت  وشعر زیبای هوشنگ ابتهاج به نام "ای شادی آزادی" .

تصنیف جدید و شورانگیز استاد محمدرضا شجریان با آهنگی از کیوان ساکت و شعر زیبای هوشنگ ابتهاج به نام "ای شادی آزادی" را از اینجا  دانلود کنید.


متن تصنیف

ای شادی ِ آزادی !

روزی که تو بازآیی

با این دل ِ غم پرور

من با تو چه خواهم کرد ؟

غم هامان سنگین است

دل هامان خونین است

از سر تا پامان خون می بارد

ما سر تا پا زخمی

ما سر تا پا خونین

ما سر تا پا دردیم

ما این دل ِ عاشق رادر راه ِ تو آماج ِ بلا کردیم

می گفتم :روزی که تو بازآیی

من قلب ِ جوانم راچون پرچم ِ پیروزی بر خواهم داشت

وین بیرق ِ خونین را بر بام ِ بلند ِ تو  خواهم افراشت

می گفتم :روزی که تو باز آیی

این خون ِ شکوفان راچون دسته گل ِ سرخی در پای تو خواهم ریخت

وین حلقه ی بازو رادر گردن ِ مغرورت خواهم آویخت

ای آزادی !

بنگر ! آزادی !

این فرش که در پای تو گسترده ست

از خون است

این حلقه ی گل خون است

گل خون است ...ای آزادی !

از ره ِ خون می آیی

اما می آیی و من در دل می لرزم :

(این چیست که در دست ِ تو پنهان است ؟)

(این چیست که در پای تو پیچیده ست ؟)

ای آزادی !
آیا با زنجیرمی آیی ؟




نوع مطلب : دانلود رایگان، بزرگان ادبیات ایران و جهان، 
برچسب ها : استاد شجریان،
 مرگت باد ای تیرماه.ماه کار طاقت فرسا ،ماه اندوه  دیرپا.تیر ماه، ماه گرما ،ماه آتش،ماه دوری از همه ی دوستان و از وبلاگ.ماهی که از آسمانش آتش می بارد و از زمینش در دارایی، زحمت بی پایان می جوشد.
در این ماه برای تو می نویسم. برای تو، که همه ی واژه های مرا تعبیر می کنی.برای تو که هر روز از چشمان تو استخاره می گیرم و همیشه میانه می آید نه عالی و نه بد.
برای تو می نویسم که رگ خواب و پاشنه ی آشیل رویاهای مرا می شناسی.دور از من و در نزد من.پارادوکسی است حیات و تو معمایی ترین نشانه حیاتی.گاه چون تگرگی و گاه آفتاب بهاری.برای تو می نویسم که یکی از بهانه های حیات دنیای مجازی منی.

 ************************

باز در من می رویی ای غم،ای همزاد همیشگی.دلم از آبها می گیرد،از آیینه ها،از رویاها و از هر آنچه که هست و نیست.دنیای عجیبی است دنیای مجازی.دنیای دل بستن و نبستن.دنیای یافتن و نیافتن .دنیای داشتن و نداشتن.جهان شگفتی است بزرگ اما کوچک.پر از لبخند اما گاه عبوس و اخم آلود.
و اکنون به تو می اندیشم .شاهزاده دنیای مجازی منی که همیشه برای کبوتران احساسم دانه می ریزی. شاهزاده ای که برایم تفسیر واژه ها را می خواند و می کوشد مرا از میانه ی قبیله حیرت بدزدد.به تو می اندیشم که نمی دانم  هزار قصیده آیا،واژکی از اقیانوس عصمتت را تحریر می کند؟با تو خو گرفته ام و اکنون غمت ،غم من و شادیت، سرور من است.
در درون مرزهای دنیای مجازی ،و گاهی در پشت پرچین هایش ویار تکلمم را با تو تسکین می دهم. و باز  به تو می اندیشم.به یاد اندوهت می افتم و گزاره های بی حوصلگیت.سکوت می کنم و در خویش خیره می شوم،از ناتوانیم  بر خویش می لرزم و تا کنار مرزهای دنیای مجازی پیش می آیم.شرمزده باز می گردم بی آنکه بتوانم برایت کاری کنم.به خویشتن نفرین می کنم.آه چه اندازه سخت است  و اندوهزا که برایت جز دعا کردن کاری نمی توانم بکنم.

به سرنوشت محتوم خویش تن می دهم و چون همیشه از خدا که حالا نمی دانم کجاست می خواهم که روزهایت را بهاری کند .می خواهم حیاط خلوت حیاتت را فیروزه ای یا لاجوردی کند.

وقتی در پشت کامپیوترت در خانه، نوشته هایم را می خوانی ؛می دانم که باور می کنی خدا بخیل نیست،خدا گدا نیست،خدا خداست اگر حرف مرا بشنود.  




نوع مطلب : نوشته هایی از سر دلتنگی، 
برچسب ها : دلنوشته هایم،

دكتر عنایت‌الله رضا از جمله چهره‌های شاخص در حوزه تاریخ و فرهنگ ایران به شمار می‌رفت كه منبع و مرجعی مطمئن و بی جانشین برای حل برخی از معضلات و پرسش‌ها درباره تاریخ تمدن و فرهنگ ایران بود


پروفسور عنایت‌الله رضا،چهره‌ نامدار عرصه تاریخ و فرهنگ ایران بعد از گذشت 9 دهه از عمر پربار فرهنگی‌اش به دیار باقی شتافت.

به گزارش همشهری آنلاین به نقل از سایت مركز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی دكتر رضا روز 18 تیر بر اثر ایست قلبی درگذشت.





نوع مطلب : بزرگان ادبیات ایران و جهان، 
برچسب ها :


انتشار کتاب "الفبای عشق" سروده ی سرکار خانم مهناز ملکی گامی موثر در راستای غنی سازی ادبیات مکتوب شهرستان لنجان محسوب می گردد.کتاب در بهار ۱۳۸۹توسط انتشارات دهلاویه چاپ وبه دنیای کتاب عرضه گردید. تیراژ آن ۱۰۰۰جلد و قیمتش ۱۵۰۰تومان است.کتاب در ۵۸ صفحه منتشر شده و در برگیرنده ی ۳۳ سروده ی خانم ملکی است که همه در قالبهای کهن شعر پارسی هستند.قالبهای شعری استفاده شده عبارتند از غزل و مثنوی و دو بیتی .

تخلص شعری خانم ملکی "ماه" است.در شعرهایی که تخلص شاعر آمده است ماه در گیومه قرار گرفته تا خواننده متوجه تخلص شاعر بشود.

برای نمونه

باز هم خواهم سرودت "ماه"من همچون بهار

تا بهاری بشکفد از لطف جان افزای تو

یا این بیت

مه امشب جلوه گر در آسمان نیست

دوچشم اوست"ماه"شام تارم

من بر آنم خانم ملکی را به نام "شاعر باران" بنامم.هر شاعری در ذهنیت خود برخی از وازگان را بیشتر دوست دارد.بسامد واژه "باران"و متعلقات آن از قبیل قطره،نم،بارش؛ابر و….در شعر خانم ملکی به وفور دیده می شود.

برای نمونه

یاد دارم روز بارانی به ما

"باز باران با ترانه"یاد داد

شاعر در صفحه ۱۴ کتاب شعری به نام باران دارد.که اینگونه آغاز می شود.

باران تو ببار بار دیگر

تا از غم دل ترانه سازم

با هر نم عاشقانه ی تو

یادش کنم و بهانه سازم.

در بیشتر شعرهای کتاب به باران و متعلقات آن اشاره ای شده است.برای نمونه می توانید به شعرهای درج شده در صفحات ۲۶،۲۲،۲۱،۱۹،۱۷کتاب مراجعه کنید تا بیشتر شواهد ادعای اینجانب را بیابید.خانم ملکی در شعر هایش به تمام جلوه های طبیعت اشاره می کند.ا

ینکه می گویم من بر این باورم که او شاعر باران است هم همین نکته را بیان می دارد .او به طبیعت اشاره می کند و بسیاری از مضامین شعریش را از طبیعت اخذ کرده است اما در بررسی ژرفتر در می یابیم که انچه او از نشانه های طبیعت برای مضمون سازی به عاریه گرفته پیش از این در شعر شاعران دیگر کاملا نمود دارد.طبیعتی که او در شعرش اورده است طبیعت عصر ما نیست.و همین موضوع نشاندهنده غور و بررسی او در دیوانهای شعری شاعران پیشین است .همان کاری که شمس قیس رازی ،آن را برای هر شاعری از بدیهیات می داند.او بر آن بود که شاعر باید بیست هزار بیت از شعر شاعران پیش را بخواند و در آن مداقه کند.

خانم ملکی دبیر ادبیات است و از شعرش مشخص می شود که کاملا پرکار است و اهل مطالعه.از نکته های دیگری که در شعر او می توان دید به کار بردن آرایه ی توشیح یا صنعت موشح است.توشیح یا موشح نمونه های بسیاری دارد. اما نوع متداول آن به این گونه است که شاعر حروف عبارت مد نظر خویش یا نام مورد نظر را در اول هر مصراع یا در اول هر بیت می آورد که از ترکیب حروف آغازین مصرع یا بیت ،عبارت یا نام مورد نظر ساخته می شود.این آرایه ی ادبی در بلاغت انگلیسی زبانان نیز رایج است که به آن true acrosticمی گویند.در صفحه ۳۹کتاب الفبای عشق و در صفحه ی ۵۱ این آرایه به کار رفته است.

سبک شعر خانم ملکی بیشتر به سبک عراقی یا حتی دوره ی بازگشت متمایل است.ترکیبات نو و واژگان خاص در شعر او دیده نمی شود .زبان شعر او زنانه نیست.از نکات قابل توجه آنکه در کتاب او به ندرت می توان تلمیحاتی را دید.البته شعری که او در باره وطن سروده است و در صفحه ی ۵۳ کتاب آمده از تلمیحات زیبایی بهره مند است.زبان خانم ملکی از آرکاییک عاری است.گرچه یکی دو بار از واژه اندر بهره برده است.

قافیه ها و وزن در شعرها درستند و از عیوب اصلی در شعر او خبری نیست.نکته ای که می توان به آن اشاره کرد بهره گیری از دو بحر رمل و رجز در شعر خانم ملکی نمود بیشتری دارد.عنصر تخیل در شعر او برگرفته از عناصر تخییلی زبان شاعران سبک عراقی است.مضامین نیز بر این گونه اند.او در شعر هایش از زبان رسمی بهره برده است که در چند شعر از زبان عامیانه استفاده شده است.

او درشعر های عامیانه از زبان رسمی کاملا دوری کرده است اما در یکی از شعرهایش که در صفحه ی ۳۸ درج شده و شعری کاملا رسمی با زبان معیار است از واژه "یه" به جای یک بهره برده که کاملا به چشم می خورد.زبان شعری او زبان روزگار ما نیست .عناصر زبانی او همه مسبوق به سابقه اند.برای نمونه اگر به شعر حامد عباسیان از شاعران زرین شهر توجه کنیم کاملا در می یابیم که واژه های او امروزی و زبان او مختص به خود اوست.هر کس شعر او را خوانده باشد و شعری از او را باز بخواند می تواند به راحتی دریابد که شعر از حامد عباسیان است یا اگر کسی شعری به فرم او بسراید اهل فن می گویند شعرش به زبان شعری حامد عباسیان سروده شده است اما شعرهایی که خانم ملکی به چاپ سپرده اند از این ویژگی عاریند .به عبارت دیگر او هنوززبان مختص خود را به دست نیاورده است.

خوشبختانه دربیشتر شعرهای چاپ شده در کتاب، غلط املایی وجود ندارد.تنها در یکی دو شعر که برای نمونه می توان به شعر صفحه ی ۳۱ اشاره کرد کلمه پرسش کو به اشتباه کاو درج گردیده است."کاو"که در شعر "که او"معنی می دهد نمی تواند افاده ی معنای "کو"را داشته باشد.

خانم ملکی همانگونه که در پیشگفتار کتاب نیز آورده است ،دوست دارد که کتاب او را با زبان دل بخوانند فرموده اند که"…..شعر مرا با معیارهای خودشان ارزیابی کنند….."بنده کمترین نیز کتاب الفبای عشق او را دوبار خواندم و آنچه را در بالا آورده ام با معیارهای خویش قلمی کرده ام.بدیهی است آنچه من از کتاب در می یابم با آنچه دیگری در می یابد متفاوت خواهد بود.من از خواندن کتاب خانم ملکی استفاده بردم و با افتخار آنرا در قفسه کتابخانه ام در کنار سایر کتابهای اهالی شهرستان لنجان قرار دادم و امیدوارم این قفسه کتابخانه به زودی پر از کتاب شود خاصه کتابهای آینده خانم ملکی.برای او آرزوی کامیابی بیش از پیش دارم و نقد و بررسی بسیار مختصر کتابش را با شعری از او به پایان می برم.

این روزها فرسنگها تا عشق راه است

خندیدن آلاله ها گویی گناه است

این روزها گل، رنگ گل بودن ندارد.

بیچاره گلبان وقت آسودن ندارد

باید که از پروانه ها غافل نباشیم

غافل ز حال زخمی این دل نباشیم

امروز دریاب این نفس در سینه ها چیست

فردا چو می آیی نفس در سینه ها نیست






نوع مطلب : نقدها و تحقیق هایم، 
برچسب ها : نقد شعر،

احمد شاملو در موارد معدودی که از سینما یاد کرده، از گرایش ذوقی خود به فیلم‌های بزرگانی مانند اینگمار برگمن، لوئیس بونوئل و ژان کوکتو سخن گفته است. در فیلم‌های این سینماگران روایت به مرزهای شعر نزدیک می‌شود. اما زمانی که این شاعر نوسرا به عرصه سینما قدم گذاشت، با جریان مسلط صنعت سینما که تنها هدف آن کسب سود و درآمد بود، حرکت کرد و با سخافت و ابتذال رایج در فضای سینمایی همراه شد
نخستین تجربه احمد شاملو در سینما به سال ۱۳۳۸ بر می‌گردد. او در این سال به سفارش شرکت "ایتال کونسولت" فیلمی مستند درباره شرایط اقلیمی سیستان و بلوچستان تهیه کرد. این تجربه باعث شد که او به فیلم و سینما کشیده شود. با استخدام در "اداره سمعی و بصری وزارت کشاورزی" شاملو مدیریت واحدی را به دست گرفت که وظیفه آن تولید و نمایش فیلم‌های آموزشی برای روستاییان بود. گفته‌اند که در این پروژه شاعری دیگر یعنی سهراب سپهری نیز با شاملو همكار بود

نخستین سناریویی كه احمد شاملو برای سینمای ایران نوشت "اول هیكل" نام داشت که در سال ۱۳۳۹ به كارگردانی سیامك یاسمی و بازیگری ناصر ملك مطیعی و پوران (خواننده) به فیلم در آمد. این فیلم که به تقلید از فیلمی مصری ساخته شده بود، فروش نسبتا خوبی داشت و تجربه‌ای مثبت برای شاملو به حساب آمد.

شاملو در سال ۱۳۴۲ فیلمنامه "مردها و جاده‌ها" را نوشت که توسط ناصر ملك مطیعی، بازیگر پرآوازه آن سالها کارگردانی شد. منتقدان از ارزش‌های نسبی این فیلم سخن گفته‌اند. در عنوان‌بندی این فیلم نامی از شاملو دیده نمی‌شود.در همان سال ۱۳۴۲ شاملو، با اقتباس از داستانی نوشته‌ی جیمز هادلی چیز فیلمنامه‌ی "تار عنكبوت" را نوشت كه مهدی میرصمد زاده آن را کارگردانی کرد. در این فیلم ایرج قادری و هوشنگ كاووسی (منتقد و فیلمساز نامی و دوست شاملو) بازی داشتند. فیلم "دختر کوهستان" که با بازی و کارگردانی محمد علی جعفری در سال ۱۳۴۲ ساخته شد نیز بر پایه فیلمنامه‌ای از شاملو تولید شد. برای فیلم دیگری محصول همان سال به نام "نیرنگ دختران" شاملو با اقتباس از یک فیلم ایتالیایی فیلمنامه‌ای نوشت که سعید نیوندی آن را کارگردانی کرد. شاملو در مصاحبه‌ای گفته است که برای نوشتن این فیلم‌ها زحمت چندانی نمی‌کشید و می‌توانست ظرف چند روز فیلمنامه‌ای کامل بنویسد.


در سال ۱۳۴۳ شاملو فیلمنامه‌ی "ترانه‌های روستایی" را نوشت، كه صابر رهبر آن را كارگردانی کرد. در این فیلم نامی ترین ستاره ایران یعنی محمدعلی فردین بازی داشت، اما فیلم فروش قابل توجهی نداشت.سناریوی فیلم دیگری به نام "بن‌بست" ساخته‌ی مهدی میرصمدزاده که در سال ۱۳۴۴ به نمایش در آمد از شاملو بود. در همین سال فیلم "فرار از حقیقت" به کارگردانی ناصر ملک مطیعی ساخته شد که سناریوی آن را احمد شاملو نوشته بود. در سال ۱۳۴۴ احمد شاملو یكی از فیلمنامه‌های خود به نام "داغ ننگ" را كارگردانی كرد كه نه ارزش هنری داشت و نه سرگرم‌کننده بود. شاملو گناه این شكست را به گردن تهیه‌كننده‌ی فیلم انداخت و گفت: «تهیه‌كننده هرچه توانست در جریان كار، صحنه‌های موردپسندش را به فیلم اضافه كرد، و كار به‌جایی كشید كه من تنها آوانسی كه می‌خواستم حذف نامم بود كه البته با آن هم موافقت نشد...»
در سال ۱۳۴۵ فیلم سینمایی نسبتا خوش‌ساختی به نام "گنج قارون" به روی پرده آمد به کارگردانی سیامک یاسمی. این فیلم جمعیتی بیشمار را به سالن‌های سینما کشاند و رکورد فروش فیلم‌های سال را شکست. سناریوی این فیلم را نیز به احمد شاملو نسبت داده‌اند، اما این موضوع محل تردید است

شاملو از میانه دهه ۱۳۴۰ کار سینما را به تدریج کنار گذاشت. هم فعالیت‌های نویسندگی و روزنامه‌نگاری تمام وقت و انرژی او را می‌گرفت، و هم در دنیای شعر به نام و اعتباری دست یافته بود که دیگر نمی‌شد آن را با فعالیت‌های پراکنده در سینما آلوده کرد.


شاملو دیگر با صنعت سینما کاری نداشت، مگر آن که گاه در فیلمی شعری از او خوانده یا نامی از او برده می‌شد، برای نمونه‌در فیلم "بن‌بست" به کارگردانی پرویز صیاد، که دو بار صدای احمد شاملو شنیده می‌شود كه یکی از اشعار خود را می‌خواند

شاملو نیز در پایان دهه ۱۳۴۰ و آغاز دهه ۱۳۵۰ به سفارش بنیادهای فرهنگی کشور مانند تلویزیون ملی ایران، چند فیلم مستند ساخت که بیشتر بر مضامین فولکلور یا فرهنگ قومی استوار هستند، و این در عنوان فیلم‌های او نیز آشکار است: "آقا قلیچ داماد می‌شه"، "پاوه"، "رقص دیلمانی"، "رقص قاسم‌آبادی"، "رقص تركمن"، "عروسی در داراب كلایه"، "گیله مردی"، مراسم صوفیان، ورزا جنگ، یالانچی پهلوان و...

اما شاید ماندگارترین کار شاملو در عرصه مستند همکاری با ناصر تقوایی است در فیلم "باد جن" محصول ۱۳۴۸ که یكی از جالب‌ترین مستندهای ایران به شمار می‌رود. فیلم "باد جن" مراسم دفع زار یا مهار باد جن را در حوالی بندر لنگه تصویر کرده است. متن زیبا و مؤثر این فیلم با صدای گیرای احمد شاملو قرائت شده است




نوع مطلب : بزرگان ادبیات ایران و جهان، 
برچسب ها :

نقالی شاهنامه به زبان انگلیسی کار جالبی است که ساقی عقیلی انجام می دهد.

ایرانیان، همواره به داشتن شاهنامه و فردوسی مفتخر بوده اند و به آن می بالند. آنها داشتن شاهنامه را در هر خانه ای واجب می دانند و دانستن داستان هایش را بر فرزندانشان لازم. اما زمانی که عقیلی برای دوستان خارج از کشور نقالی می کرده، متوجه بی توجهی فرزندان آنان به این امر شده و دلیلش را ندانستن زبان فارسی یافته است.

او در این مورد گفت: "حتی ایرانیانی که برای مدت طولانی در خارج از کشور زندگی می کنند، با توجه به پیچیدگی های زبانی شاهنامه دیگر نمی توانند ارتباط کاملی با آن داشته باشند. همین شد که تصمیم گرفتم شاهنامه را به زبان انگلیسی نقالی کنم."

این کار ساقی عقیلی در ادامه فعالیت های او و پسرش، علی فرهاد پور برای احیای سنت شاهنامه خوانی در میان جوانان است.

آقای فرهاد پور، کارشناس ارشد رشته تئاتر است و در این زمینه کارگردانی می کند

این دو گروه نقالی مدرن را در اوایل سال ۱۳۸۴ در تهران راه انداختند.

خانم عقیلی در این باره می گوید: "تصاویر رنگارنگ تلویزیونی و سینمایی، جوانان را بیشتر از همیشه از شاهنامه و فردوسی دور کرده است. من سعی می کنم اجراهایم را تا جای که می توانم مدرن کنم. مرشدهای قدیمی این کار را ناپسند می دانند، اما من با همه احترامی که برایشان قایلم به این حرف باور ندارم."

از عقیلی که ۹ سال است به صورت حرفه ای نقالی می کند، می پرسم که چرا این هنر را برای خود برگزید: "من تئاتر خواندم و همه اینها (نقالی- سیاه بازی- معرکه گیری و تعزیه) زیر مجموعه رشته ما می شوند. از بین این ها با نقالی بیشتر ارتباط برقرار کردم، خصوصا که خودم علاقه خاصی به شاهنامه دارم و همان طور که می بینید سعی زیادی برای حفظ و زنده نگه داشتنش می کنم."

وی در خصوص نقالی زنان در ایران می گوید: "خانم های زیادی در ایران مشغول نقالی اند که ۵-۶ نفرشان به صورت حرفه ای این کار را انجام می دهند و در کارشان هم متبحر هستند."


نقالی زنان در ایران تا حدود ده سال پیش بحث بسیار تازه ای بود. پس از آنکه گروهی از رسانه ها، مصاحبه هایی با فاطمه حبیب زاده، معروف به گردآفرید کردند و او را به عنوان اولین زنان نقال معرفی کردند، علی فرهاد پور به این موضوع انتقاد کرد و گفت: "تاریخچه نقالی زن ایرانی به دوران ساسانی بازمی گردد به نام آزاده، خنیاگر بهرام گور ساسانی. چه بسا پیشتر از او هم بوده باشد اما نامش در جایی ثبت نشده باشد اما بعد از آزاده هم زنان بسیاری نقالی کرده اند از جمله سمیه خداینامه خوان، همسر فردوسی. دختر ملاصدرا، ملا فاطمه در زمان کریمخان زند و مرشد بلقیس که پیش از انقلاب نقالی می کرد و تا چند سال بعد از انقلاب هم کارش را ادامه داد اما نتوانست اینکار را برای طولانی مدت انجام دهد."

خانم عقیلی هم طی مقاله ای اعتراض خود را در این زمینه ابراز داشته است.

گفتنی است گروه نقالی مدرن با استفاده از تکنولوژی، زبان های مختلف و تصویر، کوشیده است مخاطبانی در سنین مختلف داشته باشد.

از خانم عقیلی پرسیدم که انگیزه انجام این کارها با چنین اشتیاقی برای جذب جوانان به شاهنامه خوانی چیست؟ پاسخ داد: "شاهنامه در قلب همه ما زنده است. بخش پاک نشدنی از تاریخ ماست که بسیار هم مهم است."

خانم عقیلی در پایان می گوید: "متونی که برای نقالی به زبان انگلیسی استفاده می کنم، کامل نیستند و دوست دارم از کمک های موجود برای بهتر کردنشان استفاده کنم."

مرجان صادقی، شیرین امامی، مینا صارمی و آرام قاسمی از دیگر زنان نقال در ایران هستند.





نوع مطلب : مطالب ارسالی دوستانم، بزرگان ادبیات ایران و جهان، تاریخ ایران زمین، 
برچسب ها :

 

بر اساس براورد مجله اقتصادی بیلبورد، ثروت بجای مانده از مایکل جکسون از زمان مرگش در سال گذشته بیش از یک میلیارد دلار افزایش یافته است.این مجله می نویسد که فروش آلبوم های جکسون حدود ۳۸۳ میلیون دلار و درآمد حاصل از فیلم 'همین است' (this is it) حدود ۴۰۰ میلیون دلار بوده است.

این رقم شامل سودهای حاصل از فروش حق امتیاز نشر و تکثیر نیز می شود.فیلم 'همین است' بر اساس صد ساعت فیلم ویدیویی تهیه شده است که در زمان تمرین مایکل جکسون برای اجرای آخرین کنسرتش فیلم برداری شده بود.

همچنین بر اساس قراردادی تازه با شرکت سونی موزیک اینترتینمنت، ده آلبوم موسیقی از این خواننده طی هفت سال آینده منتشر خواهد شد، از جمله آلبومی حاوی آهنگ هایی که تاکنون منتشر نشده است.

این قرارداد دستکم ۲۰۰ تا ۲۵۰ میلیون دلار به اموال مایکل جکسون اضافه خواهد کرد ولی بر اساس نظر کارشناسان، مجله بیلبورد، تقریبا ۳۱ میلیون دلار از آن طی ۱۲ ماه گذشته پرداخت شده است.

با این حال زندگی مالی مایکل جکسون در سال های آخر عمرش "آشفته" توصیف می شد و او در هنگام مرگ حدود ۵۰۰ میلیون دلار بدهی داشت.بخشی از درآمد یک سال گذشته او این بدهی را جبران می کند و مابقی عمدتا به سه فرزند و مادر مایکل جکسون می رسد.

سود نشر

تور "همین است" هیچ گاه برگزار نشد، اما سود فروش بلیت هایی که طرفداران مایکل جکسون پس ندادند و به عنوان یادگاری نگه داشتند حدود ۶ میلیون و ۵۰۰ هزار دلار برآورد شده است.

فروش محصولات جانبی این تور ۵ میلیون دلار برآورد شده است، البته شرکت آ ا گ که برگزار کننده این تور بوده، از این فروش سهم می برد.شرکت نشر موسیقی آثار مایکل جمکسون، مایجک (Mijac)، نیز در حال حاضر حدود ۱۵۰ میلیون دلار ارزش دارد.

بر اساس برآورد مجله بیلبورد، سود این شرکت طی سال گذشته ممکن است تا ۵۰ میلیون دلار بوده باشد.مایکل جکسون همچنین نیمی از سهام شرکت نشر موسیقی سونی آی تی وی را نیز در اختیار دارد.بری ماسارسکی، از شرکت مشاوره ماسارسکی برآورد کرده است که سهم مایکل جکسون از سود این شرکت نیز سالانه به ۸۰ میلیون دلار برسد.

این سود شامل فروش و کرایه دی وی دی، دانلود، زنگ موبایل و حق مولف است.

مایکل جکسون ۲۵ ژوئن سال گذشته در سن ۵۰ سالگی درگذشت.





نوع مطلب : نوشته های عمومی، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ

عاشق ایرانم وخانواده و ادبیات و اینترنت.گاهگاهی هم مرتکب شعر می شوم.وبلاگ ناظم سرا جایی است که از دلنوشته هایم شما را خبردار می سازم.8سال است وبلاگ نویسی می کنم.
یاد گرفته ام که تعصب نداشته باشم و به دنیایی بهتر بیندیشم.دوست دارم که انتقادهایتان را بشنوم.ببینم و بخوانم.وبلاگ ناظم سرا جایی است که در ان از غفلتها نیز می نویسم.غفلتهایی که دوره مان کرده اند و پیرامون ما چنبره زده اند.
غفلت از اخلاق جانمان را پر شرنگ کرده و امید واری به فردای بهتر از فرهنگ لغات ذهنمان تبعید شده است.هر دوکیمیاهای گمشده روزگار ماهستند.من نیز چون شما خیلی وقتها دلم برای راستی و درستی تنگ می شود.اگر حس کردید انچه در این وبلاگ امده است با اندیشه و احساس تان نزدیک است در نقل مطالب این وبلاگ بکوشید که باعث خوشحالی من خواهد شد.
بر این باورم که امروزه ادبیات درمانی بیشتر از اب درمانی مفید است.شما نیز آن راامتحان کنید.بی گمان سودی از ان به دست خواهد آمد.
مدیر وبلاگ : مسعود ناظم رعایا
پیوندها
%