تبلیغات
ناظم سرا - مطالب مرداد 1389
 
ناظم سرا
پروین می گوید:دل بی دوست دلی غمگین است.

عکسی با عنوان “عشق مادر در زمان زلزله”،

اثر یک عکاس چینی که برنده مدال طلای پنجمین دوره

“مسابقات بین المللی عکاسی مطبوعات چین” شده است.



این یک مادر است................و................




نوع مطلب : عکسهایی قابل تامل، 
برچسب ها :
شاعر:استاد فرزانه حاج جعفر ناظم رعایا

پیوسته گر ستایش اورا نمی کنم
گلواژه های واشده پیدا نمی کنم
خوش رنگ وبویی گل باغ بهشت را
 هم رنگ و بوی آن گل رعنا نمی کنم
زیبا گلی همیشه بهار است و چشم من
 گلهای بی دوام تماشا نمی کنم
دانم چها شود چو به خورشید بنگرم
زین روی دیده بر رخ او وا نمی کنم
چون در غزل زبان روانم به کام نیست
 خودرا در این مغازله رسوا نمی کنم
هر کس زبخردی به تمنای دل رسد
 من بندی جنونم و حاشا نمی کنم
دل شد به دام دلبر و دلبر به دام دل
 اسرار این معادله پیدا نمی کنم
آیینه دل است وشکوه جلال دوست
این عیش را حواله به فردا نمی کنم
راز جنون چو مدعی از ما سوآل کرد
 گفتم خموش باش که افشا نمی کنم
گویند هولناک بود وادی جنون
 رو کن به ملک عقل-خدارا! نمی کنم
با آن نخست جرعه که جانان به کام ریخت
 شربی دگر ز غیر تمنا نمی کنم
تا چون گدای در گه او بر گزین شدم
 با تاج وتخت وگاه مدارا نمی کنم
گفتم به حضرتش سخنانم پسند نیست
 دیگر میان اهل هنر جا نمی کنم
فرمود ناظما! تو دمادم غزل بخوان
 من هم قبول می کنمش یا نمی کنم




نوع مطلب : مطالب ارسالی دوستانم، افکار استاد جعفر ناظم رعایا، پرسه در اشعار ناب، 
برچسب ها : شعر،


دختری در چین با تی شرت احمدی نژادی



سید حسن خمینی در کنار کاسترو



علی پروین به همراه دخترش(جوانی های پروین)



درد دل کردن پیرزنی با احمدی نژاد




نوع مطلب : عکسهایی قابل تامل، 
برچسب ها :
تخته نرد توسط بزرگمهر ابداع شد و اما داستان پیدایشش:
در زمان پادشاهی انوشیروان خسرو پسر قباد، پادشاه هند «دیورسام بزرگ» برای سنجش خرد و دانایی ایرانیان و اثبات برتری خود شطرنجی را که مهره های آن از زمرد و یاقوت سرخ بود، به همراه هدایایی نفیس به دربار ایران فرستاد و «تخت ریتوس» دانا را نیز گماردهء انجام این کار ساخت.
او در نامه‌ای به پادشاه ایران نوشت: «از آنجا که شما شاهنشاه ما هستید، دانایان شما نیز باید از دانایان ما برتر باشند. پس یا روش و شیوهء آنچه را که به نزد شما فرستاده‌ایم (شطرنج) بازگویید و یا پس از این ساو و باج برای ما بفرستید». شاه ایران پس از خواندن نامه چهل روز زمان خواست و هیچ یک از دانایان در این چند روز چاره و روش آن را نیافت، تا اینکه روز چهلم بزرگمهر كه جوانترین وزیر انوشیروان بود به پا خاست و گفت: «این شطرنج را چون میدان جنگ ساخته‌اند كه دو طرف با مهره های خود با هم می‌جنگند و هر كدام خرد و دوراندیشی بیشتری داشته باشد، پیروز می‌شود.» و رازهای کامل بازی شطرنج و روش چیدن مهره ها را گفت. شاهنشاه سه بار بر او درود فرستاد و دوازده هزار سکه به او پاداش داد. پس از آن «تخت ریتوس» با بزرگمهر به بازی پرداخت.
بزرگمهر سه بار بر تخت ریتوس پیروز شد. روز بعد بزرگمهر تخت ریتوس را به نزد خود خواند و وسیلهء بازی دیگری را نشان داد و گفت: اگر شما این را پاسخ دادید ما باجگزار شما می شویم و اگر نتوانستید باید باجگزار ما باشید.» دیورسام چهل روز زمان خواست، اما هیچ یک از دانایان آن سرزمین نتوانستند «وین اردشیر» را چاره گشایی کنند و به این ترتیب شاه هندوستان پذیرفت كه باجگزار ایران باشد.




فلسفه های نهفته در تخته نرد

30 مهره  :  نشان گر 30 شبانه روز یک ماه

24  خانه  :  نشان گر  24 ساعت شبانه روز

4 قسمت زمین  :   4 فصل سال

5 دست بازی :  5 وقت یک شبانه روز

2 رنگ سیاه و سپید  : شب و روز

هر طرف زمین 12 خانه دارد :  12 ماه سال

تخته نرد  :  کره زمین

زمین بازی  : اسمان

تاس :   ستاره بخت و اقبال

گردش تاس ها : گردش ایام

مهره ها:  انسان ها

گردش مهره در زمین: حرکت انسان ها (زندگی )

برداشتن مهره در پایان هر بازی : مرگ انسان ها

 

اعداد  تاس  :

 

1 : یکتایی  و خداپرستی

2 : اسمان  و زمین

3 :  پندار نیک ؛ گفتار نیک ، کردار نیک

4 : شمال ، جنوب، شرق، غرب

5: خورشید ؛ ماه ، ستاره ، اتش ، رعد

6 :  شش روز افرینش




نوع مطلب : تاریخ ایران زمین، نوشته های عمومی، مطالب ارسالی دوستانم، 
برچسب ها :
سایت شیرین‌ترین به آدرس اینترنتی www.shir.intar.in سایتی است که مبتنی بر وب 2 طراحی شده است. در این سایت جالب‌ترین لینک های علمی، فرهنگی، هنری، تفریحی، ورزشی و ... به انتخاب کاربران منتشر می‌شود.

مطالب موجود در سایت در سمت راست صفحه دیده می‌شود که از میان آنها می‌توان به فرهنگ و هنر، طراحی و عکاسی، موسیقی، ادبیات، سینما و تئاتر، خبر و سیاست، علم و دانش، نجوم و هوا- فضا، شیمی و فیزیک، مکانیک و الکترونیک، محیط زیست و بیولوژی، اجتماع و خانواده، پزشکی و سلامت، رایانه و اینترنت، فناوری اطلاعات، سخت‌افزار و نرم‌افزار،‌ سرگرمی و ورزش و... اشاره کرد. برای استفاده از مطالب سایت باید در آن عضو شوید تا بتوانید دست به درج مطالب جدید بزنید، عضو گروه‌های مختلف شوید و از خدمات سایت استفاده کنید.





نوع مطلب : معرفی سایتها و وبلاگها، 
برچسب ها : معرفی سایت،
علامه محمد قزوینی از پیشگامان تجدد و از بنیان گذاران پژوهش ادبی بر مبنای متد و شیوه علمی نو و غربی در ایران بود و کتاب «مسائل پاریسیه» او، که چاپ دوم آن اخیرا منتشر شد، برخورد یکی از پیشاهنگان تجدد را در ایران با اروپا تصویر می کند.

«مسائل پاریسیه» یادداشت های علامه قزوینی را به دوران اقامت دوم او در پاریس در سال های ۱۹۲۰ تا ۱۹۳۰ در بر دارد و با ویراستاری دکتر ایرج افشار و علی‌محمد هنر منتشر شده است.



محمد قزوینی از سرآمدان نسل اول پژوهشگران ایرانی بود و به سبب دانش گسترده خود در زبان، ادب و فرهنگ فارسی و عربی، تسلط بر چندین زبان اروپایی و آشنایی با شیوه های نوین پژوهش های ادبی و نیز به دلیل غنای آثار خود «علامه» لقب گرفته بود.
قزوینی از نخستین کسانی بود که شیوه های علمی غربی را در تحصیح متون کلاسیک فارسی به کار گرفت و برخی آثار ارزشمند ادب کلاسیک ایران را با نگاهی نقادانه تصحیح، حاشیه نویسی و منتشر کرد.فرهنگ را از مولفه های اصلی هویت ملی می دانند.احیاء فرهنگ و هویت ملی از دغدغه های اصلی دوران مشروطه در ایران بود.در این متن و نیز بر بستر ناسیونالیزم دوران پهلوی اول احیاء فرهنگ کلاسیک ایران و از جمله تصحیح، حاشیه نویسی و انتشار آثار کلاسیک ادب و فرهنگ فارسی رونق گرفت.تا پیش از این موج اغلب آثار کلاسیک فارسی در نسخه های معدود خطی در کتابخانه های عمومی اروپا یا در مجموعه های خصوصی محبوس بودند.

علامه قزوینی از فعال ترین و معتبرترین چهره هائی بود که با یافتن، مقابله، تصحیح، شرح، حاشیه نویسی و انتشار این آثار با متد علمی راهی نو در ایران گشود و برخی از ارزشمندترین آثار ادب و فرهنگ کلاسیک فارسی و عربی را از انزوا نجات داد و به ایرانیان معرفی کرد.از مهم ترین آثار علامه محمد قزوینی می توان به تصحیح شاهنامه، تصحیح دیوان حافظ با همکاری قاسم غنی، تصحیح و حاشیه نویسی کتاب های تاریخ بیهقی، مجمل التواریخ، چهار مقاله نظامی عروضی، تاریخ جهانگشای جوینی، مرزبان نامه سعد الدین وراوینی، المعجم فی معاثیر الاشعار العجم اثر شمس قیس رازی، هفت اقلیم تالیف امین احمد رازی و تذکره الشعرای لباب الالباب محمد عوفی و نیز به رساله در باب مسعود سعد سلمان، رساله در باب ممدوحین سعدی، رساله در شرح احوال شیخ ابوالفتوح رازی و مقدمه بر نقطةالکاف میرزا جانی کاشانی اشاره کرد.

مجموعه بیست مقاله ارزشمند قزوینی در دو جلد و یاداشت های او در ده جلد نیز منتشر شده اند.محمد قزوینی در سال ۱۲۵۶ خورشیدی در تهران چشم به جهان گشود و نخستین آموزش های خود را از «میرزاعبدالوهاب»، پدر خود فراگرفت که از فضلای دوران خود و از اعضا تحریریه «نامه دانشوران»، دایره المعارف چهره های فرهنگی عصر ناصری، بود.

قزوینی زبان و ادب فارسی و عربی و فقه، اصول، کلام، هیئت، ریاضی و تاریخ را از پدر و استادان به نامی چون شمس العلما، شیخ فضل الله نوری، شیخ علی نوری، ملا محمد آملی، میرزا حسن آشتیانی، شیخ هادی نجم آبادی و سید احمد ادیب پیشاوری فراگرفت و با تحصیل در مدرسه سن لویی تهران با زبان و ادبیات فرانسوی نیز آشنا شد.قزوینی در سال ۱۲۸۳، دو سال پیش از انقلاب مشروطه، برای اقامت کوتاهی به لندن رفت اما پس از آشنایی با ادوارد براون، مشهورترین ایران شناس انگلیسی آن دوران، تحصیح و حاشیه نویسی کتاب مهم «تاریخ جهانگشای جوینی» به او محول شد

قزوینی به گفته خود پس از دیدن کتابخانه دانشگاه کمبریج و «آن همه کتب نفیسه نادره از عربی و فارسی و غیره» بر آن شد تا مدتی در اروپا اقامت کند چرا که اغلب آثار خطی ادب و فرهنگ کلاسیک ایران نه در ایران که در کتابخانه های اروپائی حفظ می شدند.قزوینی حدود ۳۵ سال در لندن، پاریس و برلین کار خود را ادامه داد..قزوینی در سال ۱۲۹۳ برای یافتن نسخه دست نویس برخی آثار و آشنایی با ایران شناسان فرانسوی به پاریس سفر و با آغاز جنگ جهانی اول به برلین رفت و حدود پنج سال در این شهر ماند.

قزوینی در برلین از چهره های شاخص «محفل برلین» بود که به همت تقی زاده پا گرفته بود و مجله «کاوه» را منتشر می کرد. قزوینی به دوران اقامت در برلین از بیش از ۱۸ نسخه خطی ارزشمند فارسی و عربی فیلم برداری کرد و به ایران فرستاد.قزوینی پس از پایان جنگ به پاریس سفر کرد و با آغاز جنگ جهانی دوم به ایران بازگشت.
علامه محمد قزوینی در سال ۱۳۲۸ در تهران چشم از جهان فروبست و ملک الشعرای بهار قصیده زیبائی را با مطلع :
از ملک ادب حکم گزاران همه رفتند

شو بار سفر بند که یاران همه رفتند

در رثاء او سرود.




نوع مطلب : مطالب ارسالی دوستانم، بزرگان ادبیات ایران و جهان، اندیشه های گوناگون، 
برچسب ها : زندگینامه،

 گر دست دهد زمغز گندم نانی
 وز می دو منی زگوسپندی رانی
 با لاله رخی و گوشه ی بستانی
عیشی بودت نه حد هر سلطانی
وقتی دلت برای عطا تنگ می شد ابوعطا می خواندی و می گفتی حریر تحریر باید رباعی باشد.یادت هست دفتر دویست برگ جلد قرمزت را که از وسط دو تا شده بود .درهر صفحه اش شعری یا نوشته ای نوشته بودی.بعد هم بلند شده بودی رفته بودی پیر بکران؛ تابلوی خوشنویسی درست کرده بودی.می خندیدی و می گفتی پیر بکران سلطان دوشیزگانی بوده که گله گله در پیرامونش می چریده اند .
یادت هست تابلویی را که در دالان عمارت سلطانی گذاشته بودی که"گزیده رو که گذرگاه عافیت تنگ است"و من شبها که می خوابیدم همه اش به این فکر می کردم که گزیده رفتن چه صیغه ای است .متعه یا دایم ؟و تو می خندیدی که متعه ؛آن هم از نوع صیغه ی مبالغه.و من حالا شهادت می دهم که بعد از گوهر خانم هیچ زنی را لمس نکردی و چقدر بیچاره بود شراره که تیرهای نیتش همواره  بر سنگ گور گوهر خانم  می خورد.
وقتی شراره از ابواب جمعی عطا شد گریه می کردی و می گفتی اصول امپراطوریم را به باد داد.یادم هست یکی از اصولت این بود"پسرها تا مادرشان زنده است نباید زن بگیرند و دختر ها یت نباید مادر شوهر داشته باشند"و بعد که شراره از رقیه سلطان می نالید می گفتی خلایق هر چه لایق.
دلم برای آن دفترچه دویست برگ سرخ رنگ تنگ شده است.هر صفحه اش تجربه ی نسل های بشر را در سینه داشت.یادت هست به رامش می گفتی آدمی باید غر نزند و همیشه گوش به زنگ باشد که با کسی زندگی کند که یا از خودش سر باشد یا برابرش.در همه چیز.از فهم و شعور و درک و مال و ......
رامش سرخ می شد و می گفت نه. عشق بعد از ازدواج می آید.و تو از صفحه ی 124 دفترچه که مانیفستت بود می خواندی، عشق هرگز پس از ازدواج نمی آید آنچه می آید را نمی توان هرگز عشق نامید،آن نوعی از همزیستی مسالمت آمیز است  که گاه و بیگاه به بخارای آشوب تبعید می شود.پنبه های گوش رامش آمیب وار تولید مثل می کردند و تو در گوشه ی فراغتت گاه و بیگاه گریه می کردی.رامش نماد مجسم ضرب المثلی شد که"درونش خودم را کشته است و بیرونش مردم را"
یادت هست چقدر رامش –عروسک بابا_می کوشید دنبه دست گربه ندهد و کسی بویی از درون و بیرون آن عشق نبرد.
شراره هم گاهگاهی که بعد از ظهر جمعه می آمد بر این نیت بود که صندوق عقب آریای داریوش را پر کند تا خوراک یک هفته ی خودشان و دوقلوها تامین باشد.
از پسر هایت سخن نمی گویم که در حیات مادرشان زن گرفته بودند و این در قاموس تو جرم و خیانتی عظیم بود که هرگز قابل بخشیدن نبود.خیلی سال است آنها را ندیده ام.کسی از آنها خبر ندارد.
تازه ته تغاری بابا........رامش ،هم به اصولت پشت پا زد.سالها گذشت تا آن رامش زیر بار نرو در بعد از ظهر یک روز پاییزی در مطب دکتر مزدک بگوید حق با بابایم بود.
درس نخوانده بودی اما آبادان رفتنت تو را دایره المعارف زنده ای از تجربه بشری کرده بود.شاید اسفندیار معتمدی هم در نوشتن مقاله محمد علی فتاحپور به تو گوشه چشمی داشت.خودش به من گفت  تو را خیلی دیر شناخته است.
اما چه فایده ،نه ندامت رامش و نه گریه های شراره و نه واگویی خاطرات من در این وبلاگ ،هیچ کدام برایت نوشدارو نمی شود.
 حالا تو در گوشه ی گورستانی و من در خانه ام که به قول عطا به لانه مرغ بیشتر شبیه است تا خانه ی آدمیزاد ،بر کیبورد تازیانه می زنم و نمی دانم شراره و رامش در ملبورن ،خاطرات کی و کجا  را قرقره می کنند.
نمی دانم چرا هوس کرده ام که زودتر از موعد بمیرم.شاید دلیل اصلیش تو باشی.....شاید......




نوع مطلب : نوشته هایی از سر دلتنگی، 
برچسب ها : دلنوشته هایم،


( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   
درباره وبلاگ

عاشق ایرانم وخانواده و ادبیات و اینترنت.گاهگاهی هم مرتکب شعر می شوم.وبلاگ ناظم سرا جایی است که از دلنوشته هایم شما را خبردار می سازم.8سال است وبلاگ نویسی می کنم.
یاد گرفته ام که تعصب نداشته باشم و به دنیایی بهتر بیندیشم.دوست دارم که انتقادهایتان را بشنوم.ببینم و بخوانم.وبلاگ ناظم سرا جایی است که در ان از غفلتها نیز می نویسم.غفلتهایی که دوره مان کرده اند و پیرامون ما چنبره زده اند.
غفلت از اخلاق جانمان را پر شرنگ کرده و امید واری به فردای بهتر از فرهنگ لغات ذهنمان تبعید شده است.هر دوکیمیاهای گمشده روزگار ماهستند.من نیز چون شما خیلی وقتها دلم برای راستی و درستی تنگ می شود.اگر حس کردید انچه در این وبلاگ امده است با اندیشه و احساس تان نزدیک است در نقل مطالب این وبلاگ بکوشید که باعث خوشحالی من خواهد شد.
بر این باورم که امروزه ادبیات درمانی بیشتر از اب درمانی مفید است.شما نیز آن راامتحان کنید.بی گمان سودی از ان به دست خواهد آمد.
مدیر وبلاگ : مسعود ناظم رعایا
پیوندها
%